دانلود کتاب امید و دلواپسی - خاطرات سال ۶۴ هاشمی رفسنجانی

پنجشنبه 1 فروردين 1364
29 جمادى الثانى 1405
1985 21
ساعت چهار صبح بيدار شديم. عفت، فاطى، مهدى، ياسر و سارا «1» به فرودگاه [مهرآباد] رفتند تا براى عمره مفرده به عربستان بروند. بعد از نماز كمى خوابيدم.
نزديك ساعت نه به حسينيه جماران رفتم و براى مراسم عيد خدمت امام رسيديم. امام سخنرانى مفصلى فرمودند «2». حالشان خوب است. قبل از ظهر، آقاى محلاتى آمد «3» و از مديريت ضعيف عمليات بدر گله داشت «4». عصر، [سرهنگ اسماعيل سهرابى‏] رئيس ستاد [مشترك ارتش‏] و همكارانش براى ديدار عيد آمدند. از خاموشى بى مورد ديشب، در هنگام تحويل سال و شليك زياد تيربارهاى ضدهوايى انتقاد كردم.
شب، آقاى دكتر [على اكبر] ولايتى و احمدآقا [خمينى‏] آمدند. در مورد پيشنهادهاى [آقاى خاوير پرز دكوئيار] دبير كل سازمان ملل براى قطع حمله به شهرها و كشتى‏ها و كاربرد اسلحه‏ شيميايى از سوى عراق مشاوره شد. نظر موافق داشتيم. از امام هم سؤال شد؛ موافقت دارند. [دكتر ولايتى‏] گزارش سفرش را به ليبى و سوريه ارائه كرد و گفت كه آنها [مسئولان ليبى‏] اصرار دارند كه من به آنجا سفر كنم.
بالاخره بعد از چند روز هواپيماى حامل موشك‏هاى اهدائى ليبى رسيد كه كمتر از مقدار تقاضا شده بود. با محسن و اعظم و عماد شام خورديم. محسن از عدم هماهنگى در تبليغات خارجى و ضعف سفارتخانه‏ها گله داشت. از كم بودن نقدينگى با توجه به مخارجى كه در اثر مراجعات ديگران بر او تحميل مى‏شود، سخن گفت. ضمن اينكه مايل نيست امتيازى نسبت به ديگران داشته باشد. درباره ادامه تحصليش در دوره فوق ليسانس در بلژيك يا كانادا مذاكره كرديم.

لینک دانلود کتاب (کلیک راست کنید و Save Target As رابزنید)

Mohsen
دوشنبه، ۲۸ بهمنماه ۱۳۸۷



دایه مهربان تر از مادر

دايه اي که مي کوشيد خود را مهربان تر از مادر نشان بدهد با تظاهر به محبت براي کودکي خردسال لالايي مي خواند ولي کودک که به خاطر مي آورد چه کتک هايي دور از چشم پدر و مادرش از دست همين دايه خورده و مي خورد، نه فقط با لالايي دايه خوابش نمي برد بلکه لالايي گفتن او برايش چندش آور هم بود. نيم ساعتي از لالايي خواندن دايه گذشته بود که کودک با صداي بلند و به گونه اي که پدر و مادرش هم بشنوند به دايه گفت؛ خب! لالايي بس است! حالا ديگر دهانت را ببند و گوشم را آزار نده، مي خواهم يک چرت بخوابم!

Mohsen
دوشنبه، ۳۰ شهریورماه ۱۳۸۸، ۴:۰۳ بعدازظهر



عادل فردوسي پور کيست؟

عادل فردوسي پور در مهرماه 1353 در محله شهر آرا تهران متولد شد. وي فرزند نخست خانواده است و يک خواهر و يک برادر نيز دارد. پدرش از اهالي رفسنجان و کرماني الاصل است. وي دوران دبستان را در مدرسه "ذوقي" گذراند. از همان زمان علاقه اش به فوتبال نيز نمود پيدا کرد، علاقه اي که بعدها خانواده را نگران کرد. عادل دوره راهنمايي را در مدرسه طالقاني گذراند و چهارسال دبيرستان را به مدرسه البرز رفت و با معدل 18 ديپلم گرفت. وي علاقه زيادي به نشريات ورزشي داشت؛ تمام اميد و آرزويم مجله "دنياي ورزش" يا "كيهان ورزشي" بود كه هر هفته براي بدست آوردنش كلي تلاش مي كردم. خانواده اش اهل فوتبال نيستند، وي در اين باره گفته است که "هضم اين موضوع که من فوتبال را دوست دارم براي خانواده ام بسيار دشوار بود، با التماس پدرم چند باري مرا به استاديوم برد، اما موضوع آن بود که آنها اصلا به فوتبال علاقه اي نداشتند."

همزمان با آغاز دوره دبيرستان به دليل علاقه فراواني که به زبان انگليسي داشت به يادگيري زبان پرداخت. با ورود به دانشگاه شريف در رشته مهندسي صنايع، توانست يادگيري زبان انگليسي را نيز ادامه دهد و در سال سوم دانشگاه انگليسي را بخوبي فرا بگيرد. او تحصيل را در دانشگاه شريف تا مقطع کارشناسي ارشد در رشته صنايع ادامه داد و در همان دانشگاه به تدريس زبان تخصصي مشغول شد. فردوسي پور فوتبال را دوست دارد و خوب نيز بازي مي کند. شعر دوست نيز هست و با سپهري ميانه اي دارد.

"راستي اگر سهراب سپهري زنده بود، مي توانست در برنامه "نود" به عنوان يك كارشناس حاضر باشد. حيف شد!" او در سال 1384 با گروه اجرايي نمايش "فنز" به نويسندگي و کارگرداني محمد رحمانيان همکاري کرد. نمايش "فنز" درباره يک خانواده انگليسي بود که همگي از طرفداران متعصب تيم منچستر يونايتد بوده و پرويز پرستويي در اين نمايش نقش برادر بزرگ‌تر را ايفا مي‌کرد که گزارشگر راديو بود و عادل نيز به جاي او گزارش انگليسي مي کرد.

از روزنامه نگاري تا اجراي برنامه

وي فعاليت رسانه‌اي خود را در سال 1372، با روزنامه‌نگاري در اولين روزنامه ورزشي کشور، روزنامهٔ ابرار ورزشي به سردبيري اردشير لارودي آغاز کرد. در آن زمان، سال سوم مهندسي بود. خود وي در اين باره مي‌گويد: "اردشير لارودي در رابطه با حيطه کاري ام پرسيد و پاسخ دادم ترجمه. متني به دستم داد. صبح فرداي آن روز کارم را تحويل دادم و از چند روز بعد کار را شروع کردم." بزرگترين علاقه مندي اش حضور در صدا و سيما بود، وي در اين باره مي گويد: "n بار تست دادم تا در نهايت قبول شدم. آخرين باري که تست دارم اواخر سال 1373 بود. اوايل هم پاسخ مثبت بود، اما مي گفتند صدات جوان است و پخته نيست."

پس از چندين آزمون به صدا و سيما راه يافت اولين بار در سال 1374 در جريان بازي فوتسال جام رمضان صدايش از صدا و سيما پخش شد. در ابتدا به گزارش برنامه منتخب ورزشي پرداخت و با گزارش بازي ها در جام جهاني 98 به شهرت رسيد. آن زمان کسي اسم فردوسي پور را نمي دانست، درباره اش مي گفتند "همان مجري که مي داند شب قبل بازيکنان ليورپول چه خورده اند!" فردوسي پور به روز بود و اطلاعات تازه اي داشت، اسامي بازيکنان خارجي را درست تلفظ مي کرد و در شيوه گزارشگري و خواندن اسامي، در صدا و سيما تحولي ايجاد کرد. هوشنگ نصيرزاده درباره وي مي نويسد: "جواني است قد بلند، عاشق فوتبال، بسيار کم رو و خجالتي، سر به زير، کم حرف، طرفدار انتقاد، نوگرا و داراي خانواده اصيل و معتقد به اصول."

مازيار ناظمي در باره حضور عادل فردوسي پور در صدا و سيما مي نويسد: "اگر اشتباه نکنم سال 1375 بود که به عنوان گوينده و تهيه کننده در گروه ورزش شبکه سه سيما فعاليت داشتم يادم مي ايد جوان قد بلند و موفرفري آمده بود که تست گزارشگري فوتبال بدهد. کلي مجلات "ورد ساکر" هم زير بغلش بود و قرار شد روي يکي از فوتبالهاي اروپائي صدا بگذارد وقتي کارش را شروع کرد به حدي صدايش بد و اجرايش مشکل داشت که همه مي خنديدند. کمتر کسي از بچه هاي حاضر در آن زمان فکر مي کردند عادل بتواند با جواد خياباني که براي خودش اسم و رسمي بهم زده بود، رقابت کند و در نهايت هم او را کنار بزند. گزارشگري تنيس، مسابقات اتومبيلراني، نوشتن اطلاعات لازم براي برخي گزارشگران قديمي تر و کم کم وارد شدن به عرصه گزارشگري فوتبال مسيري بود که عادل در سيما طي کرد."
درباره کمک همکارانش به پرسپوليس مي گويد: "سعي كرده ام از همه آنها چيز ياد بگيرم؛ از وارث، شفيع، كوتي و بهروان گرفته تا جواد خياباني كه خيلي به من كمك كرد. و حتي همكاران نسل جديد مثل آقاي عليفر، مزدك[ميرزايي]، پيمان[يوسفي] و بقيه." اگر برنامه هاي ورزشي صدا و سيما را در خاطر مرور کنيم، از جام جهاني 98، عادل فردوسي پور مهمترين بازي هاي ايران را به همراه جواد خياباني گزارش کرده، هرچند که اين روزها، حرفه اي گري اولي موجب کسادي کار دومي شده است. او مي گويد طرفدار هيچ تيمي نيستم، با جوي که ايران دارد نمي شود طرفدار تيمي بود. اما به ليورپول انگليس از قديم علاقه داشته است.

وقتي برنامه "نود" کليد خورد

فردوسي پور در سال 78، طرحي را از روي يک برنامه پر مخاطب ايتاليايي ارائه داد که در خرداد همان سال در قالب برنامه 90 ارائه شد، برنامه اي که شهرتي براي او به ارمغان آورد. وي درباره برنامه "نود" مي گويد: "ماهيت برنامه "نود" نقد و بررسي بازي هاي ليگ و اتفاقات پيرامون فوتبال است. نمي توان اصل آن را تغيير داد." فردوسي پور متاهل است و از نظرات همسرش در خصوص برنامه بهره مي گيرد. او از نظرات ديگران استقبال مي کند، اما براي برنامه اش اسلوبي دارد. داور پيشکسوت فوتبال ايران در اين باره مي گويد: "عادل سعي مي کند برنامه نود را به هيچ کس و هيچ چيز نفروشد و از بهترين دوستش هم انتقاد مي کند. او مهارت دارد که وارد ماجراهايي شود که براي افکار عمومي جالب است و متخصص کشيدن مو از ماست است."

وي همزمان با برنامه نود بزرگ شد و با آغاز دوره ليگ برتر فوتبال و برنامه هاي هفتگي اش که به تحليل رويدادهاي ورزش فوتبال کشور مي پرداخت، چهره شد. آنچنان که برنامه هايش تاثير مستقيمي در تيم هاي مطرح کشور، فدراسيون و تربيت بدني داشت. وي در اين سال ها هميشه يک روند رو به رشد را طي کرده و سعي کرده به خطوط قرمز احترام بگذارد. به قول خودش هرگاه که کسي نيز به اين خطوط احترامي نگذارد، پرچم مي زنم و بالا و پايين مي پرم. در اين سال ها که برنامه "نود" را ارائه مي دهد، در استوديوي شماره 14 به اجراي برنامه مي پردازد، استوديوي کوچکي که به يمن دستگاه هاي ديجيتالي بسيار بزرگ به نظر مي رسد. معمولا در زمان تعطيلي ليگ، برنامه نود نيز تعطيل است. سرقفلي "نود" نيز به نام عادل زده شده، هرچند که تاکنون چهار بار مزدک ميرزايي و رضا جاوداني به جاي او ايفاي نقش کرده اند، اما کسي آن ها را به ياد نمي آورد، همه نود را به نام فردوسي پور مي شناسند.

دشمنان نود چه کساني هستند؟

ــ علي پروين؛ از ديرباز با فردوسي پور مشکل داشته، جمله "عادل را دوست دارم اما برنامه‌ هايش را نه!" در دهه هفتاد از قول پروين بر زبان همه بود. اما اين روزها رابطه ي خوبي بين اين دو برقرار است.

ــ علي دايي؛ در بازي آخر ايران در جام جهاني با جمله فردوسي پور تحت عنوان "خداحافظ علي دايي؛ خداحافظ جام جهاني." مشکلات آغاز شد. در زماني که دايي مربي سايپا بود وي تلويحا برنامه 90 و مجري اش را متهم کرد به اينکه آنها نمي خواهند ما قهرمان شويم. فردوسي پور در باره دايي مي گويد او فکر مي کند همه با او دشمن هستند، مگر اينکه خلافش ثابت شود.

ــ امير قلعه نوعي؛ فردوسي پور اينقدر از وي انتقاد کرد و اينقدر دلايل ماندنش را در نيمکت مربي گري استقلال پرسيد که سرانجام قلعه نوعي در اظهار نظري گفت که عادل کارشناس فوتبال نيست، او در زمان مدرسه پينگ پونگ بازي مي کرده!

ــ معمولا سيستم داوري کشور با برنامه "نود" مشکل دارند، اما همين که بازنشسته شدند يا از کار برکنار، تلاش دارند تا نظرات شان را در برنامه به سمع عموم برسانند.

ــ مسئولين فدراسيون و ليگ؛ کم و بيش با برنامه "نود" مشکل دارند. سيستمي که سال هاست پاسخگو نبوده و هم اينک نيز رياست اش نيز پاسخگو نيست، فشار بر خود احساس مي کند اگر از او بازخواست شود، مجموعه فدراسيون و مديران ارشد تربيت بدني نيز همين گونه اند.

Mohsen
دوشنبه، ۳۰ شهریورماه ۱۳۸۸، ۴:۰۳ بعدازظهر



مجوز کشتار تا آخرین روز دولت بوش

این مطلب از وبلاگ آقای ابطحی :

جنگ غزه با 1300 کشته یک روز قبل از آغاز ریاست جمهوری جدید آمریکا پایان یافت. بنا به روایت رسمی اسرائیلی ها، دلیل پیروزی آنا کشتار فراوان آنان است. کاملا معلوم بود مجوز کشتار مردم غزه تا روزآحر حکومت بوش اعتبار دارد. خبرگزاریها امروز از بهره گیری اسرائیل از سلاح آغشته به اورانیوم و سایر اسلحه های غیر مجاز یاد می کنند. قرار است بررسی کنند و نظر بدهند. اسرائیل برای اینکه در فرصت اندک و تا پایان روز مجاز بیشتر بتواند آدمکشی کند، از این ابزارهای جنگی غیر مجاز استفاده کرده است. اینکه خون انسانها در معادله ی سیاسی بین قدرتها ارزش گذاری می شود، دلیل اصلی آن است که حقوق انسان ها در برابر منافع قدرتهای بزرگ ارزشی ندارد. وقتی برای آنان چنین باشد، حتما چنانکه می بینیم در هیچ جای دنیا شعار حمایت از حقوق بشر جدی تلقی نخواهد شد و بشر و حقوقش همچنان قربانی سیاست خواهد بود. اگر آقای اوباما این تغییر را در ذهن سیاستمداران جهان ایجاد کند که خون انسان ها در سراسر جهان یک رنگ است و یک اندازه اهمیت دارد، و از اسرائیل این کار را آغاز کند، می تواند ادعا نماید مدیریت همه ی تغییرهای بزرگ را در دست دارد.
لینک مطلب

Mohsen
دوشنبه، ۳۰ شهریورماه ۱۳۸۸، ۴:۰۳ بعدازظهر



pdfFactory Pro

يك كارخانه‌ي مجهز براي توليد فايل‌هاي پي‌دي‌اف كه با استفاده از يك روش انحصاري و بسيار پيشرفته، اين كار را به ساده‌ترين شكل خود درآورده است. اين نرم‌افزار مي‌تواند هر نوع سند يا تصويري را در كوتاهترين زمان به يك فايل پي‌دي‌اف تبديل كرده و نياز شما را از نرم‌افزار‌هاي متفرقه برطرف سازد.اين نرم‌افزار پس از نصب شدن به صورت يك چاپگر خود را معرفي كرده و در نتيجه براي تبديل هر سند به يك فايل پي‌دي‌اف، كافي است آن را از طريق منوي چاپ به اين چاپگر مجازي را ارسال نماييد. از اين ساده‌تر نمي‌توان فايل‌هاي پي‌دي‌اف توليد نمود .
آخرین نسخه تا الان 3.38 که می تونید از لینک سایت برنامه دانلود کنید.... کرکش هم که تو وب ریخته !!!!

- قدم اول بعد از نصب انتخاب pdfFactory Pro به عنوان چاپگر هست

- مرحله بعدی، تنظیمات فایل PDF که می تونید فونتهای به کار رفته در متن رو داخل فایلتون ذخیره کنید


Mohsen
دوشنبه، ۳۰ شهریورماه ۱۳۸۸، ۴:۰۳ بعدازظهر



قول ها و تعهد ها

مردم به قول ها و تعهدات دل می بندند ، به خصوص به تعهداتی که اساس زندگی آنها را تشکیل می دهد.
عدم شفاف سازی انتظارات و توقعات و یکی از دلایل مشکلاتی که در روابط انسانها پدیدار می شود ریشه در ناسازگاری و ابهام در انتظارات ما از هدف و خواسته هایمان دارد.
ما با فرض این که انتظاراتمان را دیگران به خوبی فهمیده اند و در جهت عملی شدن آنها با ما همکاری خواهند کرد شرایط بسیار بدی را در روابط خود با آنها به وجود می آوریم.

Mohsen
دوشنبه، ۳۰ شهریورماه ۱۳۸۸، ۴:۰۳ بعدازظهر



طاهره صفارزاده

طاهره صفارزاده

safarzadeh.jpg

شاعر، نويسنده ، محقق و مترجم
متولد ۱۳۱۵ سيرجان
- ليسانس ادبيات انگليسى از دانشگاه تهران
- ادامه تحصيل در انگلستان و سپس آمريكا در دانشگاه آيووا
- كسب درجه MFA
- استخدام در دانشگاه ملى (شهيد بهشتى) در سال ۱۳۴۹
-رئيس دانشگاه شهيد بهشتى و دانشكده ادبيات
- دكترا در رشته نقد تئورى و عملى ادبيات جهان
- برگزيده شدن در «فستيوال بين المللى داكا» در سال ۶۷ به عنوان يكى از ۵ عضو بنيانگذار كميته ترجمه آسيا،
-«استاد نمونه» سال ۷۱ از سوى وزارت علوم و آموزش عالى
- «خادم القرآن» پس از انتشار ترجمه «قرآن حكيم »، سال ۸۰
سرپرستى و ويراستارى ۳۶ كتاب زبان تخصصى براى رشته هاى مختلف دانشگاهى
- قصه ، پيوندهاى تلخ، ۱۳۴۱
- شعر ، رهگذر مهتاب، ۱۳۴۱
Brella the Red um (سروده هايى به زبان انگليسى)، آيووا ۱۹۶۷م.= ۱۳۴۷ش.
طنين در دلتا [و دفتر دوم]، سد و بازوان، ۱۳۵۰ ، سفر پنجم، ۱۳۵۶ ، حركت و ديروز، ۱۳۵۷ ، بيعت با بيدارى، ۱۳۵۸ ، مردان منحنى ، ديدار صبح، ۱۳۶۶ ، در پيشواز صلح، ۱۳۸۵ ، گزيده ادبيات معاصر، ۱۳۷۸ ، هفت سفر، ۱۳۸۴ ، روشنگران راه، ۱۳۸۴ ، انديشه در هدايت شعر، ۱۳۸۴
اصول ترجمه، نقد ترجمه، ترجمه
اصول و مبانى ترجمه: تجزيه و تحليلى از فن ترجمه ضمن نقد عملى آثار مترجمان، از ۱۳۵۸
ترجمه هاى نامفهوم، ۱۳۸۴
ترجمه مفاهيم بنيادى قرآن مجيد (فارسى و انگليسى)، ۱۳۷۹
ترجمه قرآن حكيم (سه زبانه - متن عربى با ترجمه فارسى و انگليسى)، ۱۳۸۰
ترجمه قرآن حكيم (دو زبانه متن عربى با ترجمه فارسى)، ۱۳۸۲
ترجمه قرآن حكيم (دو زبانه متن عربى با ترجمه انگليسى)، ۱۳۸۵
لوح فشرده قرآن حكيم (سه زبانه - متن عربى با ترجمه فارسى و انگليسى)، ۱۳۸۳ (نشر دوم) كامل وجزء ۳۰.
دعاى عرفه (دعاى امام حسين عليه السلام در روز عرفه (متن عربى با ترجمه فارسى)، ۱۳۸۱
دعاى ندبه و دعاى كميل (متن عربى با ترجمه فارسى)، ۱۳۸۳
مفاهيم قرآنى در حديث نبوى: گزيده اى از نهج الفصاحه با ترجمه فارسى و انگليسى، ۱۳۸۴
دعاى جوشن كبير، ۱۳۸۵

ادامه دارد ...
Mohsen
دوشنبه، ۳۰ شهریورماه ۱۳۸۸، ۴:۰۳ بعدازظهر



سلام

الان اومدم بنویسم که بعد از ..... روز دارم وبلاگم رو به روز می کنم ، که دیدم اصلا برای هیچ پستی تاریخ نزده !!! حالا یا قبلاً تاریخ رو میزده الان مشکل پیدا کرده یا اینکه کلاً نمی زده که بعید می دونم.
بیش از یک سال و نیم هست که تو این وبلاگ چیزی نوشته نشده !!!
همینجا از کیمیا هاست بخصوص آقای محمد عرب که زحمت برطرف کردن مشکل وبلاگم رو کشیدن تشکر می کنم واقعاً تو این چند روز با صبر و حوصله نهایت همکاری رو با شیفت شب داشتن.
یک هفته ای بود هوس کرده بودم به محیط موبل تایپ وارد بشم که مشخص شد وبلاگم 5ماهه که مشکل داره !!!
به لطف ADSL باد آورده که البته برای سیم کشی تا اتاقم کلی زیر سقف شیروانی سینه خز رفتم و توی کانال کولر سر بردم الان از یه آب باریکه 64 کیلوبایتی بهرهمند هستم که فقط به درد خبر خوندن و ایمیل چک کردن می خوره !!!
واقعا ADSLتو خونه خیلی خوبه !!! دیگه استرس قبض تلفن و اشغالی خط رو نداری ..... مخصوصاً اگه پولش رو برادرت ماه به ماه بده !! اونم به لطف سریال جومانگ که یه منبع درآمدی شده براش !!

Mohsen
دوشنبه، ۳۰ شهریورماه ۱۳۸۸، ۴:۰۳ بعدازظهر